آیا «الکافی» برای شیعیانمان کافی است؟

کتاب کافی - شیخ کلینی - الکافی کاف لشیعتنا

بیش از چندین مرتبه نظر مرحوم علامه عسکری (ره) را در خصوص روایتی که به نقل از حضرت صاحب الأمر (عج) در خصوص کتاب شریف «الکافی» شیخ کلینی (اعلى الله مقامه الشریف) مشهور شده است را از این مرکز جویا شده‌اند و ما بر آن شدیم تا پاسخی مستدل و مبتنی بر دیدگاه‌های مرحوم علامه عسکری ارائه نمائیم.
به طور اتفاقی به سایتی برخوردیم با عنوان «www.al-shia.blog.ir» که ضمن ارائه‌ی پاسخی جامع و دقیق، به نظر مرحوم علامه هم اشاره کرده است. فلذا تصمیم گرفته شد، پاسخ این سایت، عینا در این جا نقل شود (البته با ذکر منبع).
خواندن این مطلب خالی از لطف نیست، ملاحظه فرمائید:

 

منبع: پایگاه حقانیت شیعه و رد شبهات

آیا امام زمان (عجل الله تعالى فرجه) فرموده‌اند کتاب کافی برای شیعیان کافی است؟ «الكافي كاف لشيعتنا»

یکی از مطالبی که وهابیون به آن استناد می‌کنند و برخی عوام نیز آن را صحیح می‌دانند، قولی است که از جانب امام زمان (علیه السّلام) در مورد کتاب اصول کافی بیان می‌شود که ایشان فرموده‌اند: «كاف لشيعتنا» یعنی کتاب اصول کافی برای شیعیان ما کافی است.

اما آیا این جمله واقعاً از جانب امام زمان (ع) صادر شده است؟ صحت انتساب این قول به امام زمان (ع) در چه حدی است؟

ابتدا باید بگوییم که این کلام هرگز از خود شیخ کلینی (ره) (صاحب کتاب کافی) یا شاگردان ایشان یا افراد منتسب به ایشان صادر نشده است بلکه این عبارت را برخی از محققین کتاب کافی در مقدمه‌ی تحقیق خود در بعضی چاپ‌ها به عنوان حکایتی که در بین برخی مشهور شده است آورده‌اند. به عنوان مثال، محققین در کتاب اصول کافی چاپ «دار الكتب الاسلامية» می‌نویسند:

«و يَعتقد بعضُ العلماءُ أنّه عُرِضَ على القائم – صلوات اللّه عليه – فاستحسنه و قال: كاف لشيعتنا».

و بعضی از علماء معتقدند که این کتاب بر امام زمان (ع) عرضه شده است و امام آن را تحسین نموده و فرموده‌اند: برای شیعیان ما کافی است.

الکافی

الکافی

الکافی

نکته‌ی جالب آن که محقق کتاب در پاورقی در مورد این عبارت می‌نویسد:

(۵) روضات الجنّات ص ۵۵۳ نقلا من منية المرتاد و کأنّها قصة روائية.

(۵) نقل شده از روضات الجنات ص ۵۵۳ به نقل از منیة المرتاد و گویا این عبارت یک قصه ی روایی است.

تا اینجا چند مورد برای ما مشخص می‌شود. یکی این که مطابق عبارت «برخی علماء» چنین اعتقادی دارند. این که این علماء چه کسانی هستند و مبنای این اعتقادشان چیست برای ما مشخص نیست. چون صرف اعتقاد یک عالم برای ما حجیت نمی‌آورد. بایستی انتساب قول به معصوم ثابت گردد و گرنه این قول مورد اعتماد نخواهد بود.

نکته‌ی دیگر این که مرحوم خوانساری این مطلب را در «روضات الجنات» به نقل از «منیة المرتاد» نقل کرده و طبق قول محققین کتاب کافی یک قصه و حکایت روایی است! جالب آن که هیچ سندی هم برای این حکایت موجود نیست!

نکته‌ی قابل توجه دیگر این که نه خود شیخ کلینی و نه هیچکدام از شاگردان ایشان و نه حتی تا ۷ قرن پس از وفات شیخ کلینی چنین لفظی و عبارتی در مورد کتاب کافی موجود نبوده است! به راستی اگر چنین کلامی از لسان مبارک امام زمان (ع) صادر شده بود، خود شیخ کلینی و یا شاگردان ایشان بایستی برای نشان دادن ارزش کتاب و اعتبار کتاب به آن استناد می‌کردند حال آن که تا هفت قرن پس از وفات شیخ کلینی اثری از این کلام نیست! برخی از محققین بر این باور هستند که اولین نفری که این حکایت را نقل کرده است، مولی خلیل قزوینی است که در ترجمه ی او در کتاب «ریاض العلماء» به این مطلب اشاره شده است:

«و من أغرب أقواله القول بأن الكافي بأجمعه قد شاهده الصاحب (ع) و استحسنه و أن کل ما وقع فيه بلفظ «رُوِيَ» فهو مَروي عن الصاحب عليه السّلام بلا واسطة»

و از عجیب‌ترین اقوال او (مولی خلیل قزوینی) این است که امام زمان (ع) تمامی کتاب کافی را دیدند و تحسین نمودند و هر آن چه در کتاب کافی با لفظ «روي» نقل شده است، منقول از امام زمان (ع) بدون واسطه است.

ریاض العلماء ریاض العلماء ریاض العلماء

البته برخی از محققین انتساب این قول به «مولی خلیل قزوینی» را صحیح نمی‌دانند و رد می‌کنند و دلیل قابل توجهی نیز برای خود دارند. دلیل این گروه از محققین آن است که «محدث استر آبادی» که شیخ و رئیس اخباریون در زمان خودش بود و پنجاه سال قبل از «مولیٰ خلیل قزوینی» از دنیا رفته است، انتساب این عبارت به امام زمان (ع) را رد کرده است. حال چگونه ممکن است که «مولیٰ خلیل قزوینی» که او نیز اخباری مسلک است، قول رئیس و شیخ اخباری مسلکان یعنی «محدث استر آبادی» را رد کند؟

نکته‌ی مهم‌تر این که حتی ما اگر انتساب این قول به «مولی خلیل قزوینی» را هم بپذیریم، باز هم برای ما چیزی ثابت نمی‌شود. چرا که برای ما معلوم نیست مولی خلیل قزوینی آن را از چه کسی یا کسانی نقل کرده است و سندی برای این قول موجود نیست.

برخی از محققین بر این باور هستند که یکی از احتمالاتی که ممکن است در صدور این جمله نقش داشته باشد، برداشت غلط و فهم نادرست برخی از عوام از حدیثی در کتاب «معانی الاخبار» شیخ صدوق رضوان الله علیه باشد که ما حدیث را برای شما نقل می کنیم:

«حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الطَّالَقَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ يَحْيَى الْجَلُودِيُّ قَالَ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زَكَرِيَّا قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَارَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: حَضَرْتُ عِنْدَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَاقِرِ ع فَدَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ فَسَأَلَهُ عَنْ كهيعص‏ فَقَالَ ع كَافٌ كَافٍ لِشِيعَتِنَا هَا هَادٍ لَهُمْ يَا وَلِيٌّ لَهُمْ عَيْنٌ عَالِمٌ بِأَهْلِ طَاعَتِنَا صَادٌ صَادِقٌ لَهُمْ وَعْدَهُمْ حَتَّى يَبْلُغَ بِهِمُ الْمَنْزِلَةَ الَّتِي وَعَدَهَا إِيَّاهُمْ فِي بَطْنِ الْقُرْآنِ»

معانی الاخبار معانی الاخبار
همانطور که در قسمت مشخص شده ملاحظه می‌کنید، عبارت «كاف كاف لشيعتنا» از قول اما صادق علیه السلام در مورد حرف مقطعه‌ی «كاف» در «كهيعص» صادر شده است و گروهی از محققین معتقدند که در گذر زمان در اثر فهم نادرست برخی عوام، این عبارت تبدیل شده به «الكافی كاف لشيعتنا» و به امام زمان (ع) نسبت داده شده است.

حال قصد داریم تا اقوال علمای بزرگ متاخر و متقدم شیعه را در این باب برای شما بیاوریم تا بطلان انتساب عبارت «الكافی كاف لشيعتنا» (کتاب کافی برای شیعیان ما کافی است) بهتر برای شما مشخص گردد:

علامه‌ی مجلسی (رضوان الله عليه) یکی از علمای بزرگ شیعه است که انتساب این قول به امام زمان صلوات الله علیه را باطل می‌داند:

«و أمّا جزم بعض المجازفين بكون جميع الكافی معروضاً علىٰ القائم عليه السّلام لكونه فی بلدة السفراء فلا يخفى ما فيه على ذي لب‏…»

بعضی از گزافه گویان با قاطعیت می‌گویند که تمام کتاب کافی بر امام زمان (ع) عرضه شده است زیرا کلینی در سرزمین نایبان آن حضرت بوده است اما نادرستی این کلام بر صاحبان عقل و خرد پوشیده نیست…

مرآة العقول مرآة العقول مرآة العقول

 

همانطور که ملاحظه می‌فرمایید، علامه‌ی مجلسی رضوان الله عليه قائلین به این کلام را گزافه گو و به دور از عقلانیت می‌داند.

میرزای نوری رحمة الله علیه از دیگر علمای بزرگ شیعه است که انتساب این قول به امام زمان را صریحا رد می‌کند و نادرست می‌داند:

«من أنه عرض علىٰ الإمام الحجة عليه السّلام و انّه قال عنه: «إن هذا كاف لشيعتنا» فبين انه لا أصل له و لا أثر في مؤلفات أصحابنا، و لم تأت به رواية قط لا صحیحة و لا ضعيفة، بل صرّح المحدث الأسترآبادی- و هو شیخ الأخباريين فی عصره- بأنه لا أصل له و لا حقیقة…»
و این که کتاب کافی به امام زمان (ع) عرضه شده است و ایشان فرموده‌اند: «این کتاب برای شیعیان ما کافی است» اصل و اساسی ندارد و اثری از آن در کتب اصحاب ما نیست و هیچ روایتی نه ضعیف و نه صحیح در مورد آن نیامده است بلکه محدث استرآبادی، شیخ و رییس اخباریون در زمان خودش، تضریح کرده که این کلام اصل و اساسی نداشته و حقیقت ندارد…

خاتمة مستدرک الوسائل خاتمة مستدرک الوسائل

همانطور که ملاحظه نمودید هم مرحوم میرزای نوری رحمة الله علیه و هم محدث استرآبادی (که از متعصبین در اخباری‌گری بوده است) انتساب این کلام به امام زمان علیه السلام را باطل دانسته و آن را رد می‌کنند.

علامه‌ی عسکری رضوان الله علیه در این مورد می‌نویسند:

«قول مجهول قائله
أما ما قيل من أن المهديّ ( ع ) قال: إن الكافی كاف لشيعتنا، فإنه قول مجهول راويه ولم يسم أحد اسمه، و يدل على بطلانه تألیف مئات كتب الحدیث بمدرسة أهل البیت بعد الكافي مثل: من لا يحضره الفقيه، ومدينة العلم والتهذيب والاستبصار و البحار و وسائل الشيعة و جامع أحاديث الشیعة، إلىٰ غيرها»

سخنی که گوینده ی آن مجهول است
اما آن چه گفته شده که حضرت مهدی (ع) فرموده‌اند: کتاب کافی برای شیعیان ما کافی است، سخنی است که گوینده ی آن مجهول است و کسی نام او را ذکر نکرده است و تالیف صد ها کتاب حدیث در مکتب اهل بیت بعد از کتاب کافی مثل من لا یحضره الفقیه، مدینة العلم و التهذیب و الاستبصار و بحار الانوار و وسائل الشیعة و جامع احادیث الشیعة و غیر از آن دلالت بر بطلان این قول دارد.

معالم المدرستین معالم المدرستین

 

استدلال علامه‌ی عسکری (ره) نیز در نوع خود محکم و قابل توجه است. اگر چنین قولی از جانب امام زمان (ع) صادر شده بود، دیگر نیازی نبود تا علمای شیعه کتب حدیثی دیگری را تالیف کنند و به جای آن به شرح و تفسیر اصول کافی می‌پرداختند اما همان‌طور که در بالا اشاره کردیم، تا هفت قرن پس از وفات شیخ کلینی اصلا چنین قولی وجود خارجی هم نداشته است و طبق نظر برخی از محققین انتساب این قول به مولی خلیل قزوینی نیز باطل است. (در بالا به آن اشاره کردیم)

همچنین شیخ علی آل محسن از علمای معاصر در کتاب «لله ثم للحقیقة» این گونه می‌نویسد:

«و أقول: أما أن كتاب الكافی من أهم المصادر الشيعية فهو صحيح، و أما أنه موثَّق من قبل الإمام المنتظر عجّل الله تعالىٰ فرَجه الشريف فهو غير صحيح، لأن ذلك لم يثبت عنه بسند معتبر، وإنما هو كلام قيل، و لا أصل له. والمذكور في مقدمة الطبعة الجديدة من كتاب الكافی للدكتور حسين علي محفوظ هو أن بعض العلماء يعتقد أن الكافي عُرض علىٰ القائم عليه السلام فاستحسنه، و قال: كافٍ لشيعتنا. و هو خبر ضعيف بالإرسال، بل هو باطل في نفسه، لأن كتاب الكافي ليس كافیاً للشيعة، و لهذا اعتنىٰ العلماء بغيره من كتب الحديث الأخرى المكمِّلة له، و هذا أمر معلوم غير قابل للإنكار»

و من (شیخ علی آل محسن) می‌گویم: این که کتاب اصول کافی از مهم‌ترین مصادر شیعه است صحیح است اما اینکه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آن را تایید کرده‌اند صحیح نیست. چرا که این با سند معتبر ثابت نشده است و کلامی است که گفته شده و اصل و اساسی ندارد و در مقدمه‌ی چاپ جدید کتاب کافی دکتر حسین علی آمده که برخی علما معتقدند کتاب کافی بر امام زمان (ع) عرضه شده است و ایشان آن را تحسین کرده‌اند و فرموده‌اند برای شیعیان ما کافی است. و این خبری ضعیف و مرسل بلکه باطل است چرا که کتاب کافی برای شیعیان کافی نیست و به همین دلیل علماء به تالیف کتب دیگر برای تکمیل این کتاب پرداختند و این امری است مشخص که جایی برای انکار ندارد.

لله و للحقیقه لله و للحقیقه لله و للحقیقه

 

نتایج:

۱. مرحوم شیخ کلینی رضوان الله علیه و شاگردان ایشان هرگز سخنی در مورد عرضه ی کتاب کافی بر امام زمان یا تایید کتاب از جانب امام زمان یا کافی دانستن کتاب برای شیعیان از جانب امام زمان (ع) نگفته‌اند. همچنین تا هفت قرن پس از وفات شیخ کلینی نیز چنین کلامی در میان نبوده است.

۲. عبارت «كاف لشيعتنا» در مورد کتاب کافی را برخی محققین کتاب کافی در مقدمه‌ی تحقیق خود در کتاب کافی آورده‌اند و غالبا آن را از کتاب «روضات الجنات» که خود آن را از «منیة المرتاد» نقل کرده است آورده‌اند و اصل این قضیه یک داستان است و هیچ سندی چه صحیح و چه ضعیف ندارد.

۳. برخی از محققین معتقدند اولین کسی که این عبارت را بیان کرده است، «مولی خلیل قزوینی» است اما برخی از محققین انتساب این قول به «مولی خلیل قزوینی» را صحیح نمی‌دانند و رد می‌کنند.

۴. محدث استرآبادی (از شیوخ اخباریون)، علامه‌ی مجلسی (ره) و میرزای نوری (ره) از جمله ی علمای اخباری هستند که انتساب این قول به امام زمان علیه السلام را باطل می‌دانند.

۵. علامه‌ی عسکری رضوان الله علیه و شیخ علی آل محسن از جمله‌ی علمای معاصر هستند که انتساب این قول به امام زمان (ع) را باطل می‌دانند.

مقالات مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *